شيخ حسين انصاريان

26

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

اى باز پس فتاده‌تر از جملهء جهان * هين راه پيش گير كه رفتند همرهان از راه باز مانده‌اى بىنور و خاكسار * چون آتشى كه باز بماند زكاروان امروزه راه راست نيارى شدن دلير * فردا ره صراط سپردن كجا توان آخر چگونه طاقت درد سفر بود * آن را كه درد سر بودش بوى بوستان پيرى برانده است جوانيت هم چو دود * رانده شود زشعلهء آتش بلى دخان مانند شمع شعلهء شيب است بر سرت * زان زرد وتن ضعيفى چون موى و ريسمان چون از سرت سپيده برآمد سپيد شد * گلگونهء مى ار سيهش كرد خان و مان پيرى چو خاك بر سرم افشاند شد يقين * كان آتش جوانى من مرد بىگمان آتش چو مرد يا به ستم يا به طبع خويش * بر فرق او زمانه كند خاك در زمان خداوندا ! ما فرزندان ضعيف و ناتوان آدم را از قيد اسارت تن برهان كه هركس اسير تن شد ، بزرگ‌ترين خيانت را به ابديت خويش كرد و از تمام حقايق و فضايل و حسنات الهى محروم گشت . بارالها ! اسير تن ، پست‌ترين و زبون‌ترين موجود اين كرهء كوچك خاكى است ، موجودى است كه تمام درهاى رحمت و مغفرت را به